برای نادیده گرفتن محتوا دکمه "Enter" را فشار دهید

میانگین یا میانه؟ وقتی یک عدد داستان را عوض می‌کند

میانگین و میانه رقیب هم نیستند؛ هرکدام بخشی از توزیع را نشان می‌دهند. یک مثال عددی برای انتخاب بهتر شاخص.

فرض کنیم زمان پاسخ‌گویی به پنج درخواست، به دقیقه، این باشد: ۲، ۳، ۳، ۴ و ۳۸. میانگین ۱۰ دقیقه است، اما میانه ۳ دقیقه. هر دو درست‌اند و اختلافشان هم اتفاقاً اطلاعات مهمی دارد. بیشتر درخواست‌ها زود پاسخ گرفته‌اند، ولی یک درخواست زمان زیادی منتظر مانده است.

میانگین چه چیزی را نشان می‌دهد؟

میانگین از جمع همه مقدارها و تقسیم بر تعدادشان به دست می‌آید. مقدارهای بزرگ در آن سهم دارند و این همیشه عیب نیست. اگر بخواهیم مجموع زمان مصرف‌شده یا هزینه کل را بفهمیم، آن درخواست ۳۸ دقیقه‌ای هم بخشی از واقعیت است. با میانگین ۱۰ دقیقه و پنج درخواست، مجموع زمان‌ها ۵۰ دقیقه می‌شود. میانه چنین رابطه‌ای با مجموع ندارد.

میانه چه چیزی را نشان می‌دهد؟

میانه مقدار وسط داده‌های مرتب‌شده است؛ اگر تعداد زوج باشد، در تعریف معمول میان دو مقدار مرکزی قرار می‌گیرد. در مثال ما تجربه مرکزی نزدیک به ۳ دقیقه است. وقتی توزیع نامتقارن است، میانه کمک می‌کند مقدار معمول را بهتر ببینیم. اما اگر فقط میانه را گزارش کنیم، آن انتظار طولانی ممکن است از چشممان دور بماند.

مقدار دورافتاده را فوری حذف نکنیم

یک عدد خیلی بزرگ ممکن است خطای ثبت باشد، یا یک اتفاق واقعی که باید درباره‌اش بدانیم. قبل از حذف، منشأش را بررسی کنیم. شاید درخواست در یک صف خاص گیر کرده، شاید رویداد پایان ثبت نشده و شاید زمان انتظار واقعاً طولانی بوده است. اگر عدد را با قاعده‌ای حذف می‌کنیم، قاعده و اثرش را هم گزارش کنیم؛ نباید فقط چون گزارش را خوش‌ظاهرتر می‌کند کنار برود.

چند عدد کنار هم

برای زمان انتظار، ترکیبی از تعداد نمونه، میانه، میانگین و یک صدک بالا مثل صدک ۹۰ می‌تواند کاربردی باشد. صدک ۹۰ مرزی است که تقریباً ۹۰ درصد مشاهده‌ها در آن یا پایین‌تر قرار می‌گیرند؛ روش محاسبه در ابزارهای مختلف ممکن است کمی فرق کند. در نمونه‌های خیلی کوچک هم تفسیر صدک‌ها محدود است. نمودار توزیع کمک می‌کند چیزی را که چند عدد خلاصه نمی‌کنند ببینیم.

انتخاب شاخص از سؤال می‌آید

اگر سؤال درباره تجربه معمول است، میانه نقطه شروع خوبی است. اگر درباره بار کلی یا هزینه متوسط هر مورد است، میانگین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر درباره بدترین تجربه‌های پرتکرار است، به دنباله توزیع نگاه کنیم. بهتر است به‌جای انتخاب همیشگی یک شاخص، بپرسیم کدام بخش از داستان برای تصمیم امروز مهم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *